‏نمایش پست‌ها با برچسب نارضایتی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب نارضایتی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ مهر ۶, دوشنبه

ایران- مگر جیبی برای مردم مانده است؟!

 در حالی‌که استخوان مردم زیر فشار اقتصادی در حال خرد شدن است، روحانی هر روز آمار و ارقام دروغین از بهبود وضعیت اقتصادی ارائه می‌کند. فشار ناشی از تورم و رکود از یک سو و غارت مردم محروم از طرق مختلف توسط دولت از سوی دیگر، باعث شده که نمایندگان مجلس رژیم ـ نه فقط از باند ولی‌فقیه، بلکه از باند رفسنجانی روحانی هم ـ آژیرهای خطر را به صدا درآورده و آشکارا نسبت به انفجار خشم و نارضایتی مردم هشدار دهند. 

زندگی میلیونها ایرانی زیر خط فقر
زندگی میلیونها ایرانی زیر خط فقر

توجه کنید این حرف یک به اصطلاح نماینده مجلس غارتگری، به اسم موسوی نژاد است:

دولت مرتب از جیب مردم می‌گیرد، من عرض می‌کنم مگر جیبی برای مردم مانده است که بخواهیم از جیب مردم چیزی بگیریم؟ 

سفره آخوندهای دزد و غارتگر از خامنه ای تا رفسنجانی شیاد تا ....
سفره آخوندهای دزد و غارتگر از خامنه ای تا رفسنجانی شیاد تا ....

سفره مردم محروم ایران
سفره مردم محروم ایران
شما آیا می‌دانید یک خانواده‌ای که تحت پوشش کمیته امداد است، قبض برقش الآن بالای 400هزار تومن آمده؟ آیا اطلاع دارید امروز بعضی از خانوارها یک میلیون تومان بابت قبض برق می‌دهند؟ اینها از کجا بیاورند و چطور این را تأمین بکنند؟

مردم محروم گرفتار در فقر، بی آبی و.... در حاکمیت ولایت فقیه ظالم
مردم محروم گرفتار در فقر، بی آبی و.... در حاکمیت ولایت فقیه ظالم
آدمها و خانواده‌های فقیری که نمی‌توانند هزینه برق را پرداخت بکنند و اداره برق هم می‌رود برق آنها را قطع می‌کند. اینها چه کار کنند؟ ما داریم مردم را به یک بدبختی می‌کشانیم؟ چرا داریم اینکار را می‌کنیم؟ … چرا ما آسان‌ترین راه‌ها را می‌رویم؟ چرا تنها راه را، جیب مردم می‌بینیم؟ به چه دلیل ما داریم به این سمت حرکت می‌کنیم؟
«تورم و رکود، کمر مردم را شکسته است. تا زمانی که تورم حاکم بود، مردم بار تورم را بر دوش می‌کشیدند. اکنون که رکود بر اقتصاد حکمفرماست، مردم باید بار رکود را نیز تحمل کنند… امروز مردم مناطق محروم به‌شدت تحت فشار اقتصادی و معیشتی قرار دارند».
این وضعیت، هیچ اسم دیگری جز فاجعه ندارد؛ اما آنچه که مردم را به آستانه انفجار می‌رساند این است که در حالی که دولت روحانی، این چپاول را با این محمل که درآمد حاصل از نفت به کمتر از یک سوم سابق رسیده توجیه می‌کند، روزی نیست که خبر دزدیهای هزار میلیارد تومانی از مهره‌های هر دو باند رژیم درز نکند و در جامعه منتشر نشود...........ادامه .....

۱۳۹۴ مرداد ۲۰, سه‌شنبه

ایران- ترس و وحشت خامنه ای از پتانسیل انفجاری جامعه در دوران ”پسا توافق ”

بواقع رژیم ضد بشری و ضد ایرانی آخوندها از چی میترسند که اینگونه لرزه مرگ بر اندامشان افتاده؟ ولی از حق نگذریم ترس هم دارد چون میدانند جرقه ای که به انبار باروت مردم ستمدیده از ظلم و جور آخوندها بیفتد نه از تاک نشان ماند نه از تاک نشان و مردم با آخوندها آن میکنند که طی این سه دهه در خفقان هر بلایی سر مردم ایران آورده اند پس نه تنها باید هم ترس و هراس داشته باشند بلکه از الان باید بدنبال یک سوراخ موشی باشند که بتوانند جان کثیفشان را در ببرند ولی بدانند که هیچکدامشان از دست عدالت مردم به جان آمده نمیتوانند فرار کنند، در شکم ماهی هم که بروند آنها را پیدا کرده و به مجازات میرسانیم . 

اعتراضات و خیزشهای مردمی علیه رژیم جنایتکار آخوندی در شهرهای ایران
اعتراضات و خیزشهای مردمی علیه رژیم جنایتکار آخوندی در شهرهای ایران

این روزها دو باند رژیم مثل دو بوکسوری هستند که در رینگ مسابقه منتظر فرصت برای زدن ضربه‌ای کاری به رقیبند. این کشمکش درونی که به‌شدت بالا گرفته، قبل از هر چیز خودش را در افشاگریهای دو باند علیه همدیگر نشان می‌دهد.واقعیت این است که آتش شیادیها و دروغگوییها به حدی بالا گرفته که صدای هر دوباند را درآورده و هر کدام به دیگری مارک دیکتاتوری و استبداد می‌زنند. تا جایی که همین مقاله کیهان نوشته «این جریان می‌کوشد صدای هر منتقد منصف را خاموش کند و هزینه مخالفت و حتی نقد را تا سرحد تقابل با آمال و آرزو‌های مردم بالا ببرد!» از طرف دیگر رفسنجانی در یک نمایش جدید با انتقاد از افرادی که به رأی مردم اهمیت نمی‌دهند، گفت هنوز هم حرف اصلی را مردم می‌زنند.
تردیدی نیست جایی که آه و فغان هر دو باند رژیم از سانسور و دیکتاتوری به هواست، صحبت از حق و حقوق مردم خنده‌دار است.

اما علت این هشدارها و پیغام و پسغامها چه می‌تواند باشد؟ حقیقت این است که احساس خطر شدیدی که رژیم ولایت از پتانسیل آماده‌ی جامعه برای انفجار، از طرف جوانان و مردم حس می‌کند، در صورت عدم پاسخگویی به خواسته‌هاو حقوق آنها، دوباند رژیم را به‌این نقطه رسانده است.اینها همه و همه نمودی ازخشم و نارضایتی اجتماعی است که دوران جدیدی را نوید می‌دهد.